سلام ممنون که به این وبلاگ سرزدید امیدوارم از این وب خوشتون بیاد
نوشتن زیباست
اما زیباتراز آن چشمان توست
که به آن نگاه می کند
برچسبها:
موضوعات مرتبط: عکس ، ،
برچسبها:
برچسبها:
1-انسانیت مرده
مارا چه شده؟؟
مارا چه شده ؟ غرق در خودیم ، یاد خود را غرق ؟؟؟
کاش دستی
آهنگی
اشکی
کند بیداااااااار
دل خفته انسانيت امروز را
مارا چه شده ؟؟
عصر فضاست ؟؟ یا عصر غذاست ؟؟
در عجبم ، گرچه هیتلر مرد
هلیکوپتر ها آدمها را میکشند ، هنوز . . .
کاش سکوتی
قطره ای آب
ولی نه
انسانيت ما خفته در خواب
دلش مرده ، نه یک سال ، بلکه صدهاسال ...
کجایییییی
آی محمد کجایییییی
آی حسین
آی گاندی
آی انسانها کجاییید
شمارا به خدا
دست مارا در این مرداب بگیرید
که انس ...
(ادامه شعر)
2. نام شعر: مگرانسانیت خواب است؟شاعر: مجید حکاکزاده
در این وادی سرد و گم
چرا گیج اند همه مردم ؟
چرا بر جهل می کوبند ؟
چرا مات اند و سردرگم ؟
چرا در شهر خود هیچیم ؟
چرا منگیم ؟ چرا گیجیم ؟
مگر آزادگی مرده ست ؟
چرا باور کنیم پوچیم ؟
چرا معکوس می بافیم ؟
چرا سردیم و الافیم ؟
چرا درمانده و نالان ؟
چرا افسرده در قافیم ؟
مگر انسانيت خواب است ؟
چرا اینگونه می بازیم ؟ ...
(ادامه شعر)
برچسبها:
حبیب آقا، نه کافه رفته است، نه کتاب خوانده است
و نه سیگار برگ برلب گذاشته و کلاه کج بر سر،
نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است و نه ولنتاین میداند چیست!
اما صدیقه خانم که مریض شد، شبها کار میکرد و صبحها به کار خانه میرسید....
در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب یک آرزو بود،
اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بروز نمیداد.
حبیب آقا عشق را معنا میکرد، نمایش نمیداد....
برچسبها:
به انسانیت و شعور خودت چه نمره ای میدی ؟؟؟؟؟؟
برچسبها: